مفهومي زيادي برخوردار بود، خود عقايد موجود در رابطه را ترجيح مي¬داد. در خانواده-هايي که داراي گرايش مفهومي بودند، والدين به در نظر گرفتن همه¬ي جوانب يک مطلب قبل از اتخاذ يک جنبه و بيان عقيده¬ي فرد حتي اگر مغاير با عقايد ديگران باشد، تأکيد داشتند. برعکس، در خانواده¬هاي داراي گرايش اجتماعي، والدين تأکيد داشتند که فرزندان آنها بايد از تعارض و مغايرت با جمع اجتناب کنند؛ وقتي در بحثي با ديگران اختلاف نظر دارند، تسليم آنها شوند؛ به بزرگترها احترام بگذارند و به طورکلي جلوي مسايل بين فردي را بگيرند (استون و چفي،1970؛ به نقل از کواستن، 2004).
ابعاد جهت¬گيري مفهومي و جهت¬گيري اجتماعي و ابزار معروف الگوي ارتباطات خانواده براي
سال¬هاي زيادي در دهه هاي 1970و 1980 مطالعه ي خانواده و تأثيرپذيري از رسانه ها را تحت¬الشعاع خود قرار داد (فيتزپاتريک، 2004). ابعاد جهت¬گيري مفهمومي و جهت¬گيري اجتماعي بعدها توسط ديويد ريچي توضيح داده شدند و دوباره روي آنها کار شد. ريچي (1991، به نقل از فيتزپاتريک، 2004) چندين يافته¬ي تحقيقاتي ناهمخوان با چهارچوبي که توسط مک لئود و چفي (1972، به نقل از فيتزپاتريک، 2004) بيان شده بود، متذکر شد و دو بعد زيربنايي اين الگوها را به اين منظور که ويژگي¬هاي رفتاري خود را بهتر به دست آورند، از نو نام¬گذاري کرد. از آنجا که جهت¬گيري مفهومي بر اهميت عقايد تأکيد داشت، جهت¬گيري گفت و شنود ناميده شد تا توجه به بحث و تبادل نظر باز و پذيرنده¬ي عقايد بين والدين و فرزندان را منعکس کرده باشد و از آنجا که جهت¬گيري اجتماعي بر پيروي تأکيد داشت، جهت¬گيري همنوايي ناميده شد. علاوه بر نام¬گذاري مجدد اين دوبعد زيربنايي، ريچي و فيتزپاتريک (1990، به نقل از فيتزپاتريک، 2004) در ابزار الگوهاي ارتباطات خانواده نيز با افزودن چند گويه براي افزايش روايي و پايايي آن تجديد نظر کردند. اين ابزار، ابزار تجديد نظر شده¬ي الگوهاي ارتباطات خانواده خوانده شد (فيتزپاتريک و ريچي، 1994؛ ريچي و فيتزپاتريک، 1990، به نقل ازفيتزپاتريک، 2004 ؛ به نقل از کوروش نيا، 1385).

ابعاد الگوهاي ارتباطات خانواده
پيش از اين گفته شد که ريچي (1991، به نقل از کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002) ابعاد جهت¬گيري مفهومي و جهت¬گيري اجتماعي را از نو نام¬گذاري کرد و اين ابعاد به ترتيب، جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي ناميده شدند. فيتزپاتريک و ريچي، (1994؛ ريچي و فيتزپاتريک، 1990، به نقل از کوئرنر و فيتزپاتريک، 2002) جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬¬گيري همنوايي را به عنوان باورهاي اساسي که تعيين مي-کنند چقدر اعضاي خانواده افکار و احساسات خود را با يکديگر در¬ ميان بگذارند، مفهوم¬¬سازي کرده¬اند و در ادامه به مفهوم اين ابعاد پرداخته مي¬شود (کوروش نيا، 1385).

مفهوم جهت گيري گفت وشنود
اولين بعد اساسي ارتباطات خانواده جهت گيري گفت و شنود است. منظور از جهت¬گيري گفت و شنود اين است که خانواده¬ها تا چه حد شرايطي را به وجود مي¬آورند که در آن تمام اعضاي خانواده تشويق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل، بحث و تبادل نظر درباره¬ي طيف وسيعي از موضوعات شوند. اعضاي خانواده¬هايي که داراي جهت¬گيري گفت و شنود زياد هستند، آزادانه، به طور مکرر و خودانگيخته با يکديگر تعامل مي¬کنند، بدون اينکه از نظر موضوعات مورد بحث يا زمان صرف شده در تعامل محدوديت زيادي داشته باشند. آنها دامنه¬ي وسيعي از موضوعات را مورد بحث و تبادل نظر قرار مي¬دهند و فعاليت¬ها، افکار و احساسات شخصي خود را با يکديگر در ميان مي¬گذارند. تعاملات آنها همچنين مدت زمان زيادي را صرف خود مي¬کند. افراد خانواده با همفکري هم تصميمات مربوط به خانواده را اتخاذ مي¬کنند. برعکس، در خانواده¬هايي که داراي جهت¬گيري گفت و شنود کم هستند، اعضاي خانواده تعامل کمتري با يکديگر دارند و تنها موضوعات محدودي وجود دارند که بتوان آنها آنها را آزادانه در بين اعضاي خانواده مورد بحث قرار داد¬.¬ اعضاي خانواده کمتر افکار، احساسات و فعاليت¬هاي خصوصي و محرمانه خود را با يکديگر در ميان مي¬گذارند و وقتي مبحثي مورد گفتگو واقع مي¬شود، به جزئيات آن پرداخته نمي شود. در اين خانواده¬ها، فعاليت¬هايي که خانواده به عنوان يک واحد به آنها مي¬پردازد، معمولاً به طور مفصل مورد بحث و تبادل نظر قرار نمي¬گيرد. همچنين کوششي صرف شرکت همه¬ي اعضاي خانواده در تصميم¬گيري¬ها نمي¬شود. در ارتباط با جهت گيري گفت و شنود زياد، اين عقيده وجود دارد که لازمه¬ي زندگي خانوادگي پر بار و لذت بخش، داشتن ارتباطات آزاد، راحت و مکـرر است. خانواده¬هايي که چنين عقيده¬اي دارند براي در ميان گذاشتن عقايد خود با يکديگر ارزش قائلند. والدين چنين خانواده¬هايي ارتباطات مکرر خود با فرزندان را وسيله¬اي مهم براي تربيت کردن و اجتماعي کردن آنها مي¬دانند. برعکس، خانواده هاي با جهت¬گيري گفت و شنود کم معتقدند تبادل مکرر، آزاد و راحت عقايد و ارزش¬ها به طور کلي براي خانواده و به ويژه براي تربيت و اجتماعي کردن فرزندان ضرورتي ندارد. زماني که پيامي ارائه مي¬شود، فرزندان خانواده¬هاي داراي جهت¬گيري گفت و شنود زياد بيشتر تحت تأثير کيفيت بحث و تبادل نظر (يعني، ساختار و کيفيت شواهد حمايت کننده) قرار مي¬گيرند (فيتزپاتريک ،2004 ؛ کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002، c2002؛ به نقل از کورش نيا، 1385).

مفهوم جهت گيري همنوايي
بعد مهم ديگر ارتباطات خانواده جهت¬گيري همنوايي است. جهت¬گيري همنوايي به اين معناست که ارتباطات خانواده تا چه حد شرايط همسان بودن نگرش، ارزشها و عقايد را مورد تأکيد قرار مي¬دهد. خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي زياد، در تعاملات خود بر همساني عقايد و نگرش¬ها تأکيد دارند، تعاملات آنها بر همگوني، اجتناب از تعارض و وابستگي متقابل اعضاي خانواده به يکديگر متمرکز است. در اين خانواده¬ها ارتباطات بين دو نسل منعکس کننده¬ي حرف شنوي از والدين و ديگر بزرگسالان است. برعکس، تعاملات خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي کم، بر اهميت دادن به نگرش¬ها و عقايد ناهمگون، فرديت و استقلال اعضاي خانواده تمرکز دارد و ارتباطات بين دو نسل منعکس کننده¬ي برابري اعضاي خانواده است. يعني، معمولاً فرزندان در تصميم گيري¬ها دخالت دارند. جهت¬گيري همنوايي زياد با ساختار خانواده¬هاي سنتي ارتباط دارد. يعني، خانواده¬هايي که منسجم و داراي سلسله مراتب هستند. در چنين ساختاري اعضاي خانواده در مقايسه با روابط بيرون از خانواده، براي روابط درون خانواده اهميت بيشتري قايل هستند. آنها توقع دارند منابعي از قبيل فضا و مکان و پول در بين اعضاي خانواده تقسيم شود.
خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي زياد معتقدند برنامه¬هاي شخصي بايد طوري با برنامه¬هاي اعضاي خانواده هماهنگ شود که زمان در کنار هم بودن افراد خانواده را به حداکثر برساند. اعضاي خانواده از يکديگر انتظار داند تا نسبت به علايق خانواده، خود را در درجه دوم اهميت قرار دهند. در اين خانواده¬ها از والدين انتظارات مي¬رود تا براي خانواده تصميم¬گيري کنند و از فرزندان انتظار مي¬رود تا مطابق با
خواسته¬هاي والدين خود رفتار کنند. زماني که پيامي ارائه مي¬شود، فرزندان خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي زياد بيشتر تحت تأثير مرتبه اجتماعي منبع پيام قرار مي¬گيرند. برعکس، خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي کم به ساختار خانواده¬ي سنتي اعتقادي ندارند. آنها معتقدند روابط بيرون از خانواده به اندازه¬ي روابط درون خانواده مهم هستند و خانواده¬ها بايد رشد شخصي اعضاي خانواده را تشويق کنند، حتي اگر اين کار منجر به شکل گيري روابط قوي آنها در بيرون از خانواده و تضعيف ساختار خانواده شود. اين خانواده¬ها به استقلال اعضاي خانواده بها مي¬دهند. براي حريم شخصي¬ ارزش قايل هستند و نسبت به علايق شخصي، علايق خانواده را در درجه¬ي دوم اهميت قرار مي¬دهند (فيتزپاتريک، 2004؛ کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002، c2002 به نقل از کوروش نيا، 1385).

جهت گيري گفت وشنود، جهت گيري همنوايي و عملکرد خانواده
از آنجا که جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي در عملکرد خانواده¬ها نقشي مهم دارند، ابعاد زيربنايي انواع مختلف خانواده¬ها را تشکيل مي¬دهند و آنها را تعريف مي¬کنند. اهميت و تأثير بر عملکرد خانواده توسط شماري از کارشناسان ارتباطات – اگرچه نه لزوماً تحت عنوان¬هاي يکسان مورد بحث قرار گرفته است. براي مثال، نوللر، 1995، به نقل از کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002، در زمينه¬ي عملکردي¬هاي اجتماعي کردن ارتباطات نوجوان – والدين درباره¬ي اهميت همنوايي با خانواده بحث کرده است. وي بيان مي¬کند چگونگي برقراري تعادل بين تمايلات فرزندان نوجوان براي استقلال از يک سو و وابستگي آنها به والدين و تمايل والدين براي کنترل آنها از سوي ديگر، تعيين کننده¬ي اجتماعي شدن مناسب نوجوانان توسط خانواده است. به ويژه، نوللر به بررسي کنترل همنوايي توسط خانواده و ارتباط آن با هويت،
عزت نفس، حل¬مسأله و تصميم¬گيري نوجوانان پرداخته است. جهت¬گيري همنوايي در خانواده¬ها، در نوع شناسي بامريند (a1971، b1971) در مورد سبک¬هاي فرزندپروري نيز داراي اهميت است. به نظر بامريند، والدين مستبد، فرزندان خود را به بيشترين مقدار همنوايي با خود ملزم مي¬کنند، والدين مقتدر تمايل کمتري به همنوايي فرزندانشان با خود دارند و والدين آسان¬گير کمترين ميل به همنوايي فرزندان خود را نشان مي¬دهند. بامريند دريافت اين تفاوت¬ها در شيوه¬ي فرزند پروري پيش¬بيني کننده¬ي تحول مسئوليت اجتماعي، پيشرفت تحصيلي و اجتماعي شدن فرزندان است. در آخر اينکه، برلسون، دليا و اپلگيت (1995، به نقل از کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002) در بحث خود از اجتماعي شدن فرد در ارتباطات متمرکز بر موقعيت به نقش اصلي وضعيت همنوايي با والدين، اذعان کرده¬اند. آنها دريافته¬اند همنوايي با والدين بر خودتنظيمي فرزندان و ارتباطات آنها با همسن و سالانشان تأثير دارد. با اين حال، همنوايي در خانواده¬ها تنها متغير ارتباطاتي نيست که بر عملکرد خانواده¬ها تأثير دارد. در واقع، محققيني که از آنها نام برده شده، همگي دريافته¬اند پذيرا بودن، باز بودن و حامي و پشتيبان بودن ارتباطات بين والدين و فرزندان نيز بر عملکرد خانواه تأثير دارد. براي مثال، نوللر (1995، به نقل ازکوئرنر و فيتزپاتريک، a2002) در بحث خود از اجتماعي شدن نوجوانان بيان مي¬کند¬ ارتباطات حمايت کننده از جانب والدين تقريباً به اندازه استقلال و خودمختاري براي اجتماعي شدن نوجوان مؤثر است. حمايت والدين در سبک¬هاي فرزندپروري بامريند (،a1971، b1971) نيز نقش مهمي بازي مي-کند به نظر بامريند والدين آسان¬گير در¬ ارتباطات خود با فرزندانشان، بيش از همه از فرزندان خود حمايت مي¬کنند. والدين مقتدر تا اندازه اي کمتر و والدين مستبد کمتر از همه حمايت کننده هستند (کوروش نيا، 1385).
رابطه منفي ابعاد جهت گيري گفت وشنود و جهت گيري همنوايي
جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي از نظر مفهومي متفاوت هستند اما لزوماً ابعادي مستقل از يکديگر نيستند. يعني، اگرچه جهت¬گيري گفت و شنود خانواده از جهت¬گيري همنوايي آن متفاوت است، اکثر مطالعاتي که از ابزار تجديدنظر شده¬ي الگوهاي ارتباطات خانواده استفاده کرده¬اند، دريافته¬اند همبستگي منفي کوچک يا متوسطي بين جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي وجود دارد (کوئرنر و فيتزپاتريک، 1997، a2002). به عبارت ديگر، اگرچه مطمئناً خانواده¬هايي وجود دارند که هم جهت¬گيري گفت و شنود زيادي دارند و هم جهت¬گيري همنوايي زيادي يا هم جهت¬گيري گفت و شنود کمي دارند و هم جهت¬گيري همنوايي کمي، اما تعداد بيشتري از خانواده ها جهت¬گيري گفت و شنود زياد و جهت¬گيري همنوايي کم دارند يا برعکس. دليل اين امر مي¬تواند اين باشد که هرچه ساختارهاي سلسله مراتبي در گروه¬ها ضعيف¬تر باشد، معمولاً به تبادلات ارتباطاتي بيشتري نيز بين اعضاي گروه نياز خواهد بود. پيامد آن اينست که خانواده¬هاي با جهت¬گيري همنوايي زياد که معمولاً به صورت سلسله مراتبي سازمان يافته¬اند مي¬توانند با حداقل ارتباطات موجود بين اعضاي خود عمل کنند اما خانواده¬هاي با جهت گيري همنوايي کم که معمولاً به طور سلسله مراتبي سازمان پيدا نکرده¬ اند نمي¬توانند اين کار را¬ انجام دهند. براي مثال، براي اينکه خانواده¬اي با جهت¬گيري همنوايي زياد تصميم¬گيري کند، به هيچ تعاملي بين اعضاي خانواده نياز نيست؛ به غير از اينکه سرپرست خانواده در مورد تصميم گرفته شده به خانواده اطلاع دهد. زيرا سرپرست خانواده مي¬تواند به طور يک جانبه تصميم¬گيري کند. اما در مورد خانواده اي با جهت¬گيري همنوايي کم تصميم¬گيري حداقل به اين نياز دارد که تمام اعضاي خانواده عقيده خود را درباره¬ي موضوع بيان کنند. يعني، حداقل مقداري تبادل افکار بايد صورت گيرد. از اين رو، حتي اگر اعضاي خانواده¬ي داراي همنوايي کم به خودي خود به بيان افکار¬ و احساسات بهايي ندهند (يعني، خانواده هاي بي قيد) در عمل بيش از خانواده¬هاي با همنوايي زياد که به ارتباطات بهايي نمي¬دهند (يعني، خانواده حفظ کننده) بايد درگير ارتباطات و بيان افکار خود شوند. در نتيجه، انتظار مي¬رود جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي تا اندازه¬اي به طور منفي باهم همبسته باشند.

اثر تعاملي ابعاد جهت گيري گفت و شنود و جهت گيري همنوايي
علاوه بر همبستگي¬اي منفي که بين ابعاد جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي وجود دارد، اين دو بعد در تأثيراتي که بر پيامدهاي گوناگون دارند، در اغلب موارد با يکديگر در تعامل¬اند. يعني، به جاي اينکه هرکدام اثراتي اصلي بر ارتباطات خانواده داشته باشند، در اغلب موارد با يکديگر اثري تعاملي دارند. تأثيري که جهت¬گيري گفت و شنود بر ارتباطات خانواده دارد از بسياري جهات وابسته به جهت¬گيري همنوايي خانواده است و تأثيري که جهت-گيري همنوايي بر ارتباطات خانواده نيز بستگي به جهت¬گيري گفت و شنود دارد. بنابراين، براي پيش¬بيني تأثير يکي از اين عقايد بر ارتباطات خانواده، شناخت صرف آن عقيده¬ي خاص کافي نيست؛ بلکه لازمست تا عقيده ديگر را نيز بشناسيم. براي مثال، براي پيش بيني الگوهاي ارتباطات خانواده دانستن اينکه خانواده جهت¬گيري همنوايي زيادي دارد، کافي نيست. زيرا تأثير دقيقي که اين جهت¬گيري بر ارتباطات خانواده دارد بستگي به جهت¬گيري گفت و شنود دارد (کوئرنر و فيتزپاتريک، b2002). به عنوان مثال، در تحقيقي در زمينه¬ي الگوهاي ارتباطات خانواده و رفتارهاي مربوط به تعارض فرزندان در بزرگسالي آنها، کوئرنر و فيتزپاتريک (c2002) دريافتند جهت¬گيري گفت و شنود در خانواده اثرات جهت¬گيري همنوايي بر رفتارهاي مربوط به تعارض را افزايش مي¬دهد. البته، بايد خاطر نشان کرد جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي در مورد تمام متغيرهاي وابسته هميشه با يکديگر تعامل ندارند (کوئرنر، 1995، اسکينر و اسليتر، 1995، به نقل از کوئرنر و فيتزپاتريک، a2002). از تعامل دو بعد جهت¬گيري گفت و شنود و جهت¬گيري همنوايي، خانواده¬هايي که هرکدام الگوي ارتباطاتي متفاوتي دارد، به وجود مي¬آيند( کوروش نيا، 1385).
به نظر مي¬رسد بين ابعاد تشکيل دهنده الگوهاي ارتباطات خانواده و منبع کنترل فرزندان ارتباط وجود داشته باشد. در ادامه، به اين مفهوم پرداخته مي¬شود.

منبع کنترل
اصطلاح کنترل بطور اعم به توانايي شخص براي تأثير در وقايع و نتايج آن در محيط اشاره مي¬کند و بطور اخص به تقويت مثبت و منفي اشاره دارد. سازه منبع کنترل را اولين بار فارس در سال 1957 عنوان نمود(به نقل از رسولي، 1380) و راتر در سال 1966 آن را در نظريه يادگيري اجتماعي گسترش داد. در اين نظريه، تقويت بعنوان تعيين کننده رفتار شناخته شده است و ادراک فرد در مورد منبع اين تقويت، عنصري اساسي در تعيين رفتار است. بنابراين، پديده¬اي که بتواند وقوع يک رفتار خاص را تغيير دهد، تقويت کننده ناميده مي¬شود. براساس اين تعريف، رفتار را مي¬توان پيش¬بيني نمود. بر طبق نظر راتر در ادراک تقويت تفاوت¬هاي فردي وجود دارد. به عبارت ديگر، يک واقعه يا پديده ممکن است بوسيله بعضي از افراد به عنوان تقويت کننده ادراک شود، در حالي¬ که ديگران آن را تقويت کننده در نيابند. يکي از تعيين کننده¬ها در پيش¬بيني رفتار اين است که آيا تقويت فرد وابسته به رفتار اوست (کنترل دروني) و يا اينکه آن بوسيله نيروي خارج از کنترل خودش کنترل مي¬شود (کنترل بيروني). به عبارت ديگر، به اين بستگي دارد که فرد رابطه ما بين عمل (رفتار) خويش و تقويت کننده آن را چگونه درک کند (راتر و هوکريچ ، 1975). همچنين، جهت درک مفهوم منبع کنترل لازم است به نظريه¬ي اسناد اشاره گردد. اين تئوري اولين بار بوسيله هايدر (1958) براي توصيف اسنادهاي علّي افراد براي وقايع اجتماعي بيان شد. اسنادهاي علّي اشاره به درک اينکه چرا يک واقعه اتفاق افتاده است، دارد. به عبارت ديگر، ادراک علّي استنتاجي است که يک مشاهده¬گر در مورد علت وقوع يک رفتار مي¬نمايد حال اين استنتاج ممکن است در مورد رفتارخود او يا رفتار ديگران باشد. از نظر واينر اکثر توجيهات براي موفقيت يا عدم موفقيت تحصيلي داراي سه خصوصيت است. اول اينکه، آيا علت بيان شده يک علت دروني يا بيروني است؛ دوم اينکه، آيا علت بيان شده يک علت باثبات يا بي¬ثبات است و سوم اينکه آيا علت بيان شده يک علت قابل کنترل يا غيرقابل کنترل است (واينر، 1979).
¬¬¬
اهميت منبع کنترل
از آنجا که کنترل، هسته